شيخ حسين انصاريان
168
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
شيطان ، دشمن انسان از دشمنان ديگر انسان ، شيطان است كه در چهرههاى گوناگون انسى و جنّى براى بريدن انسان از حق ، فعاليّت مستمر دارد . مسئلهء شيطان و قيافههاى گوناگون و دامها و خدعههاى خطرناكش در شرح دعاى هفدهم گذشت . اين دشمنان خطرزا و خطرناك انسان را كه ميل طبيعى به شهوات و زرق و برق دنيا دارد ، دوره مىكنند و به محاصره مىكشند و مانند يك توپ كه وسيلهء بازى اطفال است او را در جهت گناهان ظاهرى و باطنى دست به دست مىكنند . لذّت گناهان وقتى سراسر درون و برون را احاطه كرد ياد حق از قلب مىرود ، و لذّت مناجات و عبادت از كام انسان مىپرد و آدمى به قول حضرت سجّاد عليه السلام گرفتار مهارهاى خطا و غلبه و چيرگى شيطان مىشود ، و از اوامر حق كوتاهى ورزيده و در عبادت تقصير مىكند و دچار تفريط مىشود ، و به سبب هجوم غرور به خويشتن خود يا غرور به رحمت و كرم حق و فريفته شدن به لطف دوست در انواع گناهان دست و پا مىزند ، و از قدرت حق و حكومت حضرت او غافل شده ، و انگار به انكار احسان دوست نسبت به خود برمىخيزد ، تا زمانى كه خداوند دستش را بگيرد و از شرّ جهل و هوا و شيطان نجاتش دهد ، آن وقت بفهمد كه چه اندازه گناه كرده ، و راه انديشه در مخالفت با پروردگار و عواقبش براى او باز شود ، پس گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظيمش را عظيم ببيند . عمرى است ز اسباب غنا هيچ ندارم * چون دست تهى غير دعا هيچ ندارم تشويش خيالات وجود و عدمم نيست * چون رمز دهانت همه جا هيچ ندارم يارب چِقدر گرم كنم مجلس تصوير * سازم همه كوك است و صدا هيچ ندارم چون شمع اگر شش جهتم پى سپر افتد * غير از سر خود در ته پا هيچ ندارم واماندهء يأسم كه از اين انجمن آخر * برخاستنى هست عصا هيچ ندارم